X
تبلیغات
آتش بازی - مذهبی

با کلیک بر گل بالا هدیه ماه مبارک رمضان تقدیم شما می گردد.

 


موضوعات مرتبط: مذهبی

تاريخ : سه شنبه دوم شهریور 1389 | 15:24 | نویسنده : دکی جون |
حلول نیمه شعبان بر تمام شیعیان جهان و به خصوص ایرانیان مبارک باد
موضوعات مرتبط: مذهبی

تاريخ : پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 | 22:53 | نویسنده : دکی جون |
شب بسیار مبارکى است از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام روایتست که از حضرت امام

محمّد باقرعلیه السلام سؤ ال شد از فضل شب نیمه شعبان فرمود آن شب افضل شبها است بعد

از لیله القدر در آن شب عطا مى فرماید خداوند به بندگان فضل خود را و مى آمرزد ایشان را

به مَنّ و کَرَم خویش پس سعى و کوشش کنید در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب

پس بدرستى که آن شبى است که خدا قسم یاد فرموده به ذات مقدّس خود که دست خالى

برنگرداند سائلى را از درگاه خود مادامى که سؤ ال نکند معصیت را و آن شب آن شبى است که

قرار داده حَقّ تعالى آن را از براى ما به مقابل آنکه قرار داده شب قدر را براى پیغمبر ماصَلَّى

اللَّهِ عَلِیهِ وَاله پس کوشش کنید در دُعا و ثنا بر خداى تعالى ((الخبر)) و از جمله برکات این

شب مبارک آنست که ولادت با سعادت حضرت سلطان عصر امام زمان ارواحُنا لَهُ الفداء در

سحر این شب سنه دویست و پنجاه و پنج در سُرَّ مَنْ رَاى واقع شده و باعث مزید شرافت این

لَیْله مبارکه شده و از براى این شب چند عملست:

اوّل : غسل است که باعث تخفیف گناهان مى شود.

دوّم : احیاءاین شب است به نماز و دعاء و استغفار چنانچه امام زین العابدین علیه السلام مى

کردند و در روایتست که هر که احیا دارد این شب را نمیرد دل اودر روزى که دلها بمیرند.

سوّم : زیارت حضرت امام حسین علیه السلام است که افضل اعمال این شب و باعث آمرزش ‍

گناهانست و هر که خواهد با او مصافحه کند روح صد و بیست و چهار هزار پیغمبر زیارت کند

آن جناب را در این شب و اَقَلِّ زیارت آن حضرت آن است که به بامى برآید و به جانب راست و

چپ نظر کند پس سر به جانب آسمان کند پس زیارت کند آن حضرت را به این کلمات ((اَلسَّلامُ

عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَهُاللّهِ وَ بَرَکاتُهُ)) و هرکس در هر کجا باشد در هر وقت

که آن حضرت را به این کیفیّت زیارت کند امید است که ثواب حجّ وعُمره براى اونوشته شود

وما زیارت مخصوصه این شب را در باب زیارات ذکر خواهیم نمود انشاءاللّه تعالى.

چهارم : خواندن این دعا که شیخ و سیّد نقل کرده اند و به منزله زیارت امام زمان صلوات الله

و سلامُه عَلَیْهِ است :

اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنا [هذِهِ] وَمَوْلُودِها

خدایا به حق این شبى که ما در آنیم و به حق آنکس که در آن به دنیا آمده

وَحُجَّتِکَ وَمَوْعُودِهَا الَّتى قَرَنْتَ اِلى فَضْلِها فَضْلاً فَتَمَّتْ کَلِمَتُکَ

و حجتت و موعود آن که همراه کردى به فضیلت این شب فضیلت دیگرى و بدین سبب تمام شد کلمه تو

صِدْقاً وَعَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِکَ وَلا مُعَقِّبَ لاِیاتِکَ نُورُکَ الْمُتَاَلِّقُ

براستى و عدالت تغییر دهنده اى براى کلمات تو نیست و پس زننده اى براى آیات تو نیست آن نور درخشانت

وَضِیاَّؤُکَ الْمُشْرِقُ وَالْعَلَمُ النُّورُ فى طَخْیاَّءِ الدَّیْجُورِ الْغائِبُ

و آن روشنى فروزانت و آن نشانه نورانى در شب تاریک ظلمانى آن پنهان

الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَکَرُمَ مَحْتِدُهُ وَالْمَلاَّئِکَهُ شُهَّدُهُ وَاللّهُ ن اصِرُهُ

غایب از انظار که ولادتش بزرگ و کریم الاصل بود و فرشتگان گواهان اویند و خدا یاور

وَمُؤَیِّدُهُ اِذا آنَ میعادُهُ وَالْمَلاَّئِکَهُ اَمْد ادُهُ سَیْفُ اللّهِ الَّذى لا یَنْبوُ

و کمک کار او است در آن هنگام که وعده اش برسد و فرشتگان مددکارش باشند آن شمشیر برنده خدا که کُند نشود

وَنُورُهُ الَّذى لا یَخْبوُ وَ ذوُالْحِلْمِ الَّذى لا یَصْبوُا مَدارُ الَّدهْرِ

و نور او که خاموش نگردد و بردبارى که کار بى رویه انجام ندهد چرخ روزگار بخاطر او گردش کند

وَنَوامیسُ الْعَصْرِ وَوُلاهُ الاْمْرِ وَالْمُنَزَّلُ عَلَیْهِمْ ما یَتَنَزَّلُ فى لَیْلَهِ

و او و پدران معصومش نوامیس هر عصر و والیان امر خدایند در شب قدر آنچه نازل شود بر ایشان نازل گردد

الْقَدْرِ وَاَصْحابُ الْحَشْرِ وَالنَّشْرِ تَراجِمَهُ وَحْیِهِ وَوُلاهُ اَمْرِهِ وَنَهْیِهِ

و آنهایند صاحبان حشر و نشر و مفسران وحى خدا و سرپرستان امر و نهى او

اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى خاتِمِهْم وَقآئِمِهِمُ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوالِمِهِمْ اَللّهُمَّ

خدایا پس درود فرست بر خاتم ایشان و قائمشان که در پس پرده است از عوالم آنها خدایا

وَاَدْرِکَ بِنا اءَیّامَهُ وَظُهُورَهُ وَقِیامَهُ وَاجْعَلْنا مِنْ اَنْصارِهِ وَاقْرِنْ ثارَنا

ما را به روزگار او و زمان ظهور و قیامش برسان و از جمله یارانش قرارمان ده و خونخواهى ما را

بِثارِهِ وَاکْتُبْنا فى اَعْوانِهِ وَخُلَصاَّئِهِ وَاَحْیِنا فى دَوْلَتِهِ ناعِمینَ

به خونخواهى او مقرون گردان و نام ما را در زمره یاران و مخصوصانش ثبت فرما و ما را در دولتش شادکام

وَبِصُحْبَتِهِ غانِمینَ وَبِحَقِّهِ قآئِمینَ وَمِنَ السُّوَّءِ سالِمینَ یا اَرْحَمَ

و متنعم و به هم نشینیش بهره مند و به گرفتن حقش پا بر جا بدار و از بدیها بر کنارمان کن اى مهربانترین

الرّاحِمینَ وَالْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَصَلَواتُهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ

مهربانان و ستایش خاص خدا پروردگار جهانیان است و درودهاى او بر آقاى ما محمد

خاتَمِ النَّبِیّینَ وَالْمُرْسَلینَ وَعَلى اَهْلِ بَیْتِهِ الصّادِقینَ وَعِتْرَتِهَ

خاتم پیمبران و مرسلین و بر خاندان راستگو و عترت حقگویش باد

النّاطِقینَ وَالْعَنْ جَمیعَ الظّالِمینَ واحْکُمْ بَیْنَنا وَبَیْنَهُمْ یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ

و از رحمت خود دور ساز تمام ستمکاران را و میان ما و ایشان داورى کن اى محکمترین حکم کنندگان

پنجم : شیخ روایت کرده از اسماعیل بن فضل هاشمى که گفت تعلیم کرد مرا حضرت صادق علیه السلام این دعا را که بخوانم آنرا در شب نیمه شعبان :

اَللّهُمَّ اَنْتَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ الْعَلِىُّ الْعَظیمُ الْخالِقُ الرّازِقُ الْمُحْیِى الْمُمیتُ الْبَدىَّءُ

خدایا تویى زنده پاینده والاى بزرگ آفریننده و روزى دهنده زنده کننده و میراننده آغاز کننده

الْبَدیعُ لَکَ الْجَلالُ وَلَکَ الْفَضْلُ وَلَکَ الْحَمْدُ وَلَکَ الْمَنُّ وَلَکَ الْجُودُ

و پدید آرنده ، براى تو است بزرگى و از آن تو است فضیلت و ستایش و از آن تو است نعمت و جود

وَلَکَ الْکَرَمُ وَلَکَ الاْمْرُ وَلَکَ الْمَجْدُ وَلَکَ الْشُّکْرُ وَحْدَکَ لا شَریکَ

و خاص تو است بزرگوارى و از تو است فرمان و شوکت و خاص تو است سپاسگزارى که یگانه اى و شریکى برایت

لَکَ یا واحِدُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ

نیست اى یگانه اى یکتا اى بى نیاز اى که فرزندى ندارد و فرزند کسى نباشد و نیست برایش

کُفُواً اَحَدٌ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاْغفِرْلى وَارْحَمْنى وَاکْفِنى

همتایى هیچکس درود فرست بر محمد و آل محمد و بیامرز مرا و به من رحم کن و کفایت کن

ما اَهَمَّنى وَاقْضِ دَیْنى وَوَسِّعْ عَلَىَّ فى رِزْقى فَاِنَّکَ فى هذِهِ اللَّیْلَهِ

از من آنچه فکر مرا به خود مشغول کرده و قرضم را ادا کن و در روزیم گشایش ده زیرا که تو در این شب

کُلَّ اَمْرٍ حَکیمٍ تَفْرُقُ وَمَنْ تَشاَّءُ مِنْ خَلْقِکَ تَرْزُقُ فَارْزُقْنى وَاَنْتَ

هر کار محکمى را از هم جدا کنى و هر یک از مخلوقات خود را بخواهى روزى دهى پس روزیم ده که تو

خَیْرُ الرّازِقینَ فَاِنَّکَ قُلْتَ وَاَنْتَ خَیْرُ الْقاَّئِلینَ النّاطِقینَ وَاسْئَلوُا اللّهَ

بهترین روزى دهندگانى زیرا تو خود گفتى و تو بهترین گویندگان و ناطقان هستى که فرمودى ((از خدا بخواهید

مِنْ فَضْلِهِ فَمِنْ فَضْلِکَ اَسْئَلُ وَاِیّاکَ قَصَدْتُ وَابْنِ نَبِیِّکَ اعْتَمَدْتُ وَلَکَ

از فضل او)) پس من از فضل تو مى خواهم و تو را قصد کردم و به فرزند پیمبرت اعتماد کردم و از تو

رَجَوْتُ فَارْحَمْنى یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

امیدوارم پس به من رحمت کن اى مهربانترین مهربانان


ششم : بخواند این دعا را که حضرت رسول صلى الله علیه و آله دراین شب مى خواندند :

اَللّهُمَّ اقْسِمْ لَنا مِنْ خَشْیَتِکَ ما یَحُولُ بَیْنَنا

خدایا بهره ما کن از ترس خود بدان اندازه که حائل شود میان ما

وَبَیْنَ مَعْصِیَتِکَ وَمِنْ طاعَتِکَ ما تُبَلِّغُنا بِهِ رِضْوانَکَ وَمِنَ الْیَقینِ ما

و نافرمانیت و از اطاعت خویش بدان مقدار که ما را به خوشنودى و رضوان تو برساند و از یقین بدان

یَهُونُ عَلَیْنا بِهِ مُصیباتُ الدُّنْیا اَللّهُمَّ اَمْتِعْنا بِاَسْماعِنا وَاَبْصارِنا

حد که بوسیله آن ناگواریهاى دنیا بر ما آسان گردد خدایا ما را به گوشهایمان و دیده هامان

وَقُوَّتِنا ما اَحْیَیْتَنا وَاجْعَلْهُ الْوارِثَ مِنّا وَاجْعَلْ ثارَنا عَلى مَنْ ظَلَمَنا

و نیرویمان تا زنده ایم بهره مند ساز و آن را وارث ما گردان و خون ما را به گردن کسى انداز که بر ما ستم کرده

وَانْصُرنا عَلى مَنْ عادانا وَلا تَجْعَلْ مُصیبَتَنا فى دینِنا وَلا تَجْعَلِ

و یارى ده ما را بر کسى که با ما دشمنى کند و مصیبت ما را در دینمام قرار مده و دنیا

الدُّنْیا اَکْبَرَ هَمِّنا وَلا مَبْلَغَ عِلْمِنا وَلا تُسَلِّطْ عَلَیْنا مَنْ لا یَرْحَمُنا

را بزرگترین اندوه ما قرار مده و نیز آخرین حد دانش ما قرارش مده و مسلط مکن بر ما کسى را که بر ما رحم نکند

بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

به رحمتت اى مهربانترین مهربانان

و این دعاى جامع کاملى است و خواندن آن در اوقات دیگر نیز غنیمت است و از عوالى اللئالى نقل شده که حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله همیشه این دعا را مى خواندند.

هفتم : بخواند صلوات هر روز را که در وقت زوال مى خواند.

هشتم : بخواند دعاى کمیل را که ورودش ‍ در این شبست و در باب اوّل گذشت .

نهم : آنکه هر یک از سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ وَاللّهُ اَکْبَرُ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ را صد مرتبه بگوید تا خداوند تعالى گناهان گذشته او را بیامرزد و برآورد حاجتهاى دنیا و آخرت او را .

دهم : شیخ در مصباح روایت کرده از ابویحیى در ضمن خبرى در فضیلت شب نیمه شعبان که گفت گفتم به مولاى خودم حضرت صادق علیه السلام که بهترین دعاها در این شب کدام است فرمود هر گاه به جا آوردى نماز عشا را پس دو رکعت نمازگذار بخوان در رکعت اوّل حمد و سُوره جحد که قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِروُنَ باشد و بخوان در رکعت دویّم حمد و سوره توحید که قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدٌ است پس چون سلام دادى بگو سُبْحانَ اللّهِ سى و سه مرتبه و اَلْحَمْدُلِلّهِ سى و سه مرتبه و اللّهُ اَکْبَرُ سى و چهار مرتبه پس بگو:

یا مَنْ اِلَیْهِ مَلْجَاءُ الْعِبادِ فِى الْمُهِمّاتِ وَاِلَیْهِ یَفْزَعُ الْخَلْقُ فىِ الْمُلِمّاتِ

اى که به سوى او است پناه بندگان در کارهاى اندوه خیز و به سوى او پناه برند خلایق در پیش آمدهاى ناگوار

یا عالِمَ الْجَهْرِ وَالْخَفِیّاتِ وَ یا مَنْ لا تَخْفى عَلَیْهِ خَواطِرُ الاْوْهامِ

اى داناى آشکار و نهان و اى که بر او پنهان نماند اندیشه هایى که در دلها افتد

وَتَصَرُّفُ الْخَطَراتِ یا رَبَّ الْخَلایِقِ وَالْبَرِیّاتِ یا مَنْ بِیَدِهِ مَلَکُوتُ

و تصرف کردن آن خاطرات اى پروردگار خلایق و آفریدگان اى که ملکوت

الاْرَضینَ وَالسَّمواتِ اَنْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَمُتُّ اِلَیْکَ بِلا اِلهَ اِلاّ

زمینها و آسمانها بدست او است تویى خدایى که معبودى جز تو نیست بسویت توسل جویم به کلمه ((لا اله

اَنْتَ فَیا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اجْعَلْنى فى هِذِهِ اللَّیْلَهِ مِمَّنْ نَظَرْتَ اِلَیْهِ

الا انت )) پس اى خدایى که معبودى جز تو نیست بگردان مرا در این شب از کسانى که بسویش نگریسته و مورد

فَرَحِمْتَهُ وَسَمِعْتَ دُعاَّئَهُ فَاَجَبْتَهُ وَعَلِمْتَ اسْتِقالَتَهُ فَاَقَلْتَهُ

رحم خویش قرارش داده و دعایش شنیده و اجابت کرده و پشیمانیش را دانسته پس او را پذیرفته اى

وَتَجاوَزْتَ عَنْ سالِفِ خَطیئَتِهِ وَعَظیمِ جَریرَتِهِ فَقَدِ اسْتَجَرْتُ بِکَ

و از خطاهاى گذشته اش و گناه بزرگش در گذشته اى پس من از گناهانم به تو پناهنده شده

مِنْ ذُنُوبى وَلَجَاْتُ اِلَیْکَ فى سَتْرِ عُیُوبى اَللّهُمَّ فَجُدْ عَلَىَّ بِکَرَمِکَ

و به تو ملتجى گشته ام در اینکه عیوبم را بپوشانى خدایا پس جود کن بر من به کرم خود

وَفَضْلِکَ وَاحْطُطْ خَطایاىَ بِحِلْمِکَ وَعَفْوِکَ وَتَغَمَّدْنى فى هذِهِ

و فضلت و بریز خطاهاى مرا به بردبارى و گذشت خویش و فراگیر مرا در این

اللَّیْلَهِ بِسابِغِ کَرامَتِکَ وَاجْعَلْنى فیها مِنْ اَوْلِیاَّئِکَ الَّذینَ اجْتَبَیْتَهُمْ

شب به فراوان کرمت و بگردان مرا در این شب از آن دوستانت که آنان را براى طاعت خویش برگزیده

لِطاعَتِکَ وَاخْتَرْتَهُمْ لِعِبادَتِکَ وَجَعَلْتَهُمْ خالِصَتَکَ وَصِفْوَتَکَ اَللّهُمَّ

و براى پرستشت انتخاب فرمودى و ایشان را جزء خاصان درگاه و برگزیدگانت قراردادى خدایا

اجْعَلْنى مِمَّنْ سَعَدَ جَدُّهُ وَتَوَفَّرَ مِنَ الْخَیْراتِ حَظُّهُ وَاجْعَلْنى مِمَّنْ

بدار مرا از آن کسانى که کوششش به جایى رسیده و از نیکیها بهره فراوان نصیبش گشته و به گردانم از

سَلِمَ فَنَعِمَ وَفازَ فَغَنِمَ وَاکْفِنى شَرَّ ما اَسْلَفْتُ وَاعْصِمْنى مِنَ الاِْزدِیادِ

آنانکه تندرست شده و متنعم و رستگار و بهره مند گشته و کفایت کن مرا از شر آنچه کرده ام و نگاهم دار از افزودن

فى مَعْصِیَتکَ وَحَبِّبْ اِلَىَّ طاعَتَکَ وَما یُقَرِّبُنى مِنْکَ وَیُزْلِفُنى عِنْدَکَ

در نافرمانیت و دوست گردان نزد من فرمانبرداریت را و آنچه مرا به تو نزدیک و مقرب درگاهت گرداند

سَیِّدى اِلَیْکَ یَلْجَاءُ الْهارِبُ وَمِنْکَ یَلْتَمِسُ الطّالِبُ وَعَلى کَرَمِکَ

آقاى من به سوى تو پناه آرد شخص گریز پاى و از تو عاجزانه طلب کند جوینده و بر کرم تو

یُعَوِّلُ الْمُسْتَقیلُ التّائِبُ اَدَّبْتَ عِبادَکَ بالتَّکَرُّمِ وَاَنْتَ اَکْرَمُ الاْکْرَمینَ

تکیه کند شخص عذرخواه و توبه کننده ادب کردى بندگانت را به کرم ورزى به آنها و تو کریمترین کریمانى

وَاَمَرْتَ بِالْعَفْوِ عِبادَکَ وَاَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ اَللّهُمَّ فَلا تَحْرِمْنى ما

و تو خود به بندگانت دستور گذشت دادى و خود آمرزنده و مهربانى خدایا پس مرا از آنچه از

رَجَوْتُ مِنْ کَرَمِکَ وَلا تُؤْیِسْنى مِنْ سابِغِ نِعَمِکَ وَلا تُخَیِّبْنى مِنْ

کرمت امید دارم محرومم مکن و از نعمت هاى ریزانت ماءیوسم مدار و از بهره هاى فراوانت که در

جَزیلِ قِسَمِکَ فى هذِهِ اللَّیْلَهِ لاِهْلِ طاعَتِکَ وَاجْعَلْنى فى جُنَّهٍ مِنْ

این شب براى فرمانبردارانت مقرر داشته اى بى بهره ام مساز و مرا در پناهگاه محکمى از آزار مخلوقات

شِرارِ بَرِیَّتِکَ رَبِّ اِنْ لَمْ اَکُنْ مِنْ اَهْلِ ذلِکَ فَاَنْتَ اَهْلُ الْکَرَمِ وَالْعَفْوِ

شرورت قرار ده پروردگارا اگر من چنین شایستگى ندارم ولى تو شایسته کرم و گذشت و

وَالْمَغْفِرَهِ وَجُدْ عَلَىَّ بِما اَنْتَ اَهْلُهُ لا بِما اَسْتَحِقُّهُ فَقَدْ حَسُنَ ظَنّى

آمرزشى و فرو ریز بر من بدانچه تو شایسته آنى نه بدانچه من سزاوار آنم زیرا براستى گمان من نیک است

بِکَ وَتَحَقَّقَ رَجاَّئى لَکَ وَعَلِقَتْ نَفْسى بِکَرَمِکَ فَاَنْتَ اَرْحَمُ

و امیدم درباره تو محکم شده و جانم به سر رشته کرم تو آویخته است پس تویى مهربانترین

الرّاحِمینَ وَاَکْرَمُ الاْکْرَمینَ اَللّهُمَّ وَاخْصُصْنى مِنْ کَرَمِکَ بِجَزیلِ

مهربانان و کریمترین کریمان خدایا مرا مخصوص بدار از کرم خویش به بهره هاى فراوان

قِسَمِکَ وَاَعُوذُ بِعَفْوِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ وَاغْفِر لِىَ الَّذنْبَ الَّذى یَحْبِسُ

و تقسیمهاى شایانت و از کیفر تو به عفوت پناه مى برم و بیامرز برایم آن گناهى را که عادت بد (مانند دروغ ) را بر من حبس

عَلَىَّ الْخُلُقَ وَیُضَیِّقُ عَلىَّ الرِّزْقَ حَتّى اَقُومَ بِصالِحِ رِضاکَ وَاَنْعَمَ

کند و روزى را بر من تنگ سازد تا من به خوشنودى شایسته تو اقدام کنم و به عطاى فراوانت

بِجَزیلِ عَطاَّئِکَ وَاَسْعَدَ بِسابِغِ نَعْماَّئِکَ فَقَدْ لُذْتُ بِحَرَمِکَ

متنعم گردم و به نعمتهاى بسیارت خوشبخت شوم زیرا من به آستان تو پناه آوردم

وَتَعَرَّضْتُ لِکَرَمِکَ وَاسْتَعَذْتُ بِعَفْوِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ وَبِحِلْمِکَ مِنْ

و به کرم تو آویختم و به گذشت تو پناه جستم از ترس کیفرت و به بردباریت پناه جستم از

غَضَبِکَ فَجُدْ بِما سَئَلْتُکَ وَاَنِلْ مَا الْتَمَسْتُ مِنْکَ اَسْئَلُکَ بِکَ لا بِشَىءٍ

خشمت پس به من عطا کن آنچه را از تو خواستم و به من برسان آنچه را از تو خواهش کردم تو را به خودت سوگند دهم چون چیزى

هُوَ اَعْظَمُ مِنْکَ

از تو بزرگتر نیست

پس به سجده مى روى و مى گوئى یا رَبِّ بیست مرتبه یا اَللّهُ هفت مرتبه لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلاّ بِاللّهِ هفت مرتبه ما شآءَ اللّهُ ده مرتبه لا قُوّهَ اِلاّ بِاللّهِ ده مرتبه پس صلوات مى فرستى بر پیغمبر و آل اوعَلیهمُ السلام و مى خواهى از خدا حاجت خود را پس قسم به خدا که اگر حاجت بخواهى بسبب این عمل به عدد قطرات باران هر آینه برساند به تو خداوند عَزَّوَجَلَّ آن حاجتها را بکَرَم عَمیم وفَضْل جَسیمِ خود .

یازدهم : شیخ طوسى و کفعمى فرموده اندکه بخواند دراین شب :

اِلهى تَعَرَّضَ لَکَ فى هذَا اللَّیْلِ الْمُتَعَرِّضُونَ

خدایا خواهندگان در این شب به درگاه تو آمدند

وَقَصَدَکَ الْقاصِدُونَ وَاَمَّلَ فَضْلَکَ وَمَعْرُوفَکَ الطّالِبُونَ وَلَکَ فى

و قاصدان تو را مقصد خویش قرار دادند و خواهشمندان فضل و نیکى تو را آرزو کردند و تو در

هذَا اللّیْلِ نَفَحاتٌ وَجَواَّئِزُ وَعَطایا وَمَواهِبُ تَمُنُّ بِها عَلى مَنْ تَشاَّءُ

این شب بخششها و جوایز و عطاهایى و بهره هایى دارى که به هر یک از بندگانت بخواهى

مِنْ عِبادِکَ وَتَمْنَعُها مَنْ لَمْ تَسْبِقْ لَهُ الْعِنایَهُ مِنْکَ وَها اَنَا ذا عُبَیْدُکَ

عطا خواهى کرد و از آن کس که عنایت تو نسبت به او سبقت نگرفته است آن را باز دارى و من اینک آن بنده کوچک

الْفَقیرُ اِلَیْکَ الْمُؤَمِّلُ فَضْلَکَ وَمَعْرُوفَکَ فَاِنْ کُنْتَ یا مَولاىَ تَفَضَّلْتَ

و نیازمند درگاه تو و آرزومند فضل و نیکى تو هستم پس اى مولاى من اگر بنا دارى

فى هذِهِ اللَّیْلَهِ عَلى اَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ وَعُدْتَ عَلَیْهِ بِعائِدَهٍ مِنْ عَطْفِکَ

در این شب بر کسى از خلق خویش تفضلى فرمایى و جایزه اى از روى مهر و عطوفت به او بدهى پس درود

فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الْخَیِّرینَ

فرست بر محمد و آل محمد آن پاکان پاکیزه برگزیده برتر

الْفاضِلینَ وَجُدْ عَلَىَّ بِطَولِکَ وَمَعْرُوفِکَ یا رَبَّ الْعالَمینَ وَصَلَّى اللّهُ

و از نعمت و نیکى خویش بر من نیز لطف فرما اى پروردگار جهانیان و درود خدا

عَلى مُحَمَّدٍخاتَمِ النَّبیّینَ وَ الِهِ الطّاهِرینَ وَسَلَّمَ تَسْلیماً اِنَّ اللّهَ حَمیدٌ

بر محمد خاتم پیمبران و بر آل پاکش و تحیت فراوان که همانا خداوند ستوده و

مَجیدٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوکَ کَما اَمَرْتَ فَاسْتَجِبْ لى کَما وَعَدْتَ اِنَّکَ

بزرگوار است خدایا من تو را مى خوانم چنانچه دستور فرمودى پس دعایم را مستجاب کن چنانکه وعده فرمودى که براستى

لا تُخْلِفُ الْمیعادَ

تو خلف وعده نمى کنى

و این دعائیست که در سحرها در عقب نماز شفع خوانده مى شود .

دوازدهم : بخواند بعد از هر دو رکعت از نماز شب و شفع و بعد از دعاهاى وِتْر دعاهائى را که شیخ و سیّد نقل کرده اند .

سیزدهم : بجا آورد سجده ها و دعاهایى را که از رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله روایت شده از جمله روایتى

است که شیخ از حَمّاد بن عیسى از اَبانِ بنِ تَغْلب روایت کرده که گفت حضرت صادق علیه السلام فرمودند شب

نیمه شعبانى داخل شد و بود رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله در آن شب نزد عایشه همین که نصف شب شد

برخاست رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله از رختخواب خود براى عبادت پس چون بیدار شد عایشه یافت که

پیغمبرصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله بیرون رفته از رختخواب او و داخل شد بر او آنچه که فرو گیرد زنها را یعنى غیرت

و گمان کرد که آن حضرت رفته پیش بعض زنهاى خود پس برخاست و پیچید بر خود شَمْله یعنى چادر خود را و

قسم به خدا که شَمْله او از ابریشم و کتان و پنبه نبود ولکن تار آن مو و پُود آن از کُرکهاى شتر بود و جستجو

مى کرد رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله را در حجره هاى زنهاى دیگرش حجره به حجره پس در این بین که در

جستجوى آن حضرت بود به ناگاه نظرش افتاد بر رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله که در سجده است مثل جامه

اى که چسبیده شده بر روى زمین پس نزدیک آن حضرت شد شنید که مى گوید در سجده خود :

سَجَدَ لَکَ سَوادى وَخَیالى وَآمَنَ بِکَ فؤ ادى هذِهِ یَداىَ وَماجَنَیْتُهُ

به خاک افتاد براى تو سراپایم و اندیشه ام و ایمان آورد به تو دلم ، این است هر دو دستم و آنچه جنایتى که

عَلى نَفْسى یا عَظیمُ [عَظیماً] تُرْجى لِکُلِّ عَظیمٍ اِغْفِرْ لِىَ الْعَظیمَ فَاِنَّهُ لایَغْفِرُ

بر خویش کردم اى بزرگى که در هر کار بزرگى امید به او است بیامرز گناه بزرگم را که نیامرزد

الذَّنْبَ الْعَظیمَ اِلا الرَّبُّ الْعَظیمُ

گناه بزرگ را جز پروردگار بزرگ

پس بلند کرد سر خود را و دوباره برگشت به سجده و شنید عایشه که مى گوید:

اَعُوذُ بُنُورِ وَجْهِکَ الَّذى اَضائَتْ لَهُ السَّمواتُ

پناه برم به نور ذات تو که روشن شد بدو آسمانها

وَالاْرَضُونَ وَانْکَشَفَتْ لَهُ الظُّلُماتُ وَصَلَحَ عَلْیْهِ اَمرُ الاْوَّلینَ

و زمینها و برچیده شد بدو تاریکیها و اصلاح شد بدو کار اولین

وَالاْخِرینَ مِنْ فُجاءَهِ نَقِمَتِکَ وَمِنْ تَحْویلِ عافِیَتِکَ وَمِنْ زَوالِ

و آخرین از ناگهانى رسیدن عذابت و از پا برجا شدن تندرستى تو و از زائل شدن

نِعْمَتِکَ اَللّهُمَّ ارْزُقْنى قَلْباً تَقِیّاً نَقِیّاً وَمِنَ الشِّرْکِ بَریئاً لا کافِراً ولا شَقِیّاً

نعمتت خدایا روزیم گردان دلى پاک و پاکیزه و مبراى از شرک که نه کافر باشد و نه اهل شقاوت

پس بر خاک نهاد دو طرف روى خود را و گفت :

عَفَّرْتُ وَجْهى فِى التُّرابِ وَحُقَّ لى اَنْ اَسْجُدَ لَکَ

مالیدم به خاک رویم را و بر من سزا است که برایت سجده کنم

پس همین که خواست رسول خداصلى الله علیه و آله برگردد شتافت عایشه به سوى رختخواب خود پس رسول

خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله آمد به رختخواب او و شنید که نفس ‍ بلند مى زند فرمود چیست این نفس بلند آیا نداسته

اى که چه شبى است امشب این شب نیمه شعبان است که در آن قسمت مى شود روزیها و در آن نوشته مى

شود اَجَلْها و در آن نوشته مى شود روندگان به حج و بدرستى که خداى تعالى مى آمرزد در این شب از خلق

خود بیشتر از عدد موهاى بُزهاى قبیله کَلْب و مى فرستد خداى تعالى ملائکه خود را از جانب آسمان به سوى

زمین در مکه .

چهاردهم : نماز جناب جعفر را به جا آورد چنانکه شیخ از حضرت امام رضاعلیه السلام روایت کرده .

پانزدهم : بجا آورد نمازهاى این شب را و آن بسیار است از جمله نمازیست که روایت کرده ابویحیى صَنْعانى از

حضرت باقر و صادق عَلیهِماالسَّلام و هم روایت کرده اند از آن دو بزرگوار سى نفر از کسانى که وثوق و

اعتماد است به ایشان که آن دو بزرگوار فرمودندکه هرگاه شب نیمه شعبان شد پس بجا آور چهار رکعت نماز،

بخوان در هر رکعت حمد و قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ صد مرتبه پس چون فارغ شدى بگو :

اَللّهُمَّ اِنّى اِلَیْکَ فَقیرٌ وَمِنْ

خدایا من به درگاهت نیازمندم و از

عَذاِبکَ خائِفٌ مُسْتَجیرٌ اَللّهُمَّ لا تُبَدِّلْ اِسْمى وَلا تُغَیِّرْ جِسْمى

عذاب و شکنجه ات ترسان و پناه خواهم خدایا نامم را (از زمره موحدان ) عوض مکن و جسمم را دگرگون مکن

وَلاتَجْهَدْ بَلاَّئى وَلا تُشْمِتْ بى اَعْداَّئى اَعُوذُ بِعَفْوِکَ مِنْ عِقابِکَ

و آزمایشم را سخت مکن و دشمن شادم مفرما پناه مى برم به عفوت از کیفرت

وَاَعُوذُ بِرَحْمَتِکَ مِنْ عَذابِکَ وَاَعُوذُ بِرِضاکَ مِنْ سَخَطِکَ وَاَعُوذُبِکَ

و پناه مى برم به رحمتت از عذابت و پناه مى برم به خوشنودیت از خشمت و پناه مى برم

مِنْکَ جَلَّ ثَناَّؤُکَ اَنْتَ کَما اَثْنَیْتَ عَلى نَفْسِکَ وَفَوْقَ ما یَقُولُ الْقآئِلُونَ

به خودت از خودت مدح تو والا است و تو چنانى که خود ثناى خود کرده اى و بالاتر از آنى که  مردم گویند

و بدان که فضیلت بسیار وارد شده براى خواندن صد رکعت نماز در این شب در هر رکعتى یک مرتبه حمد و ده مرتبه توحید و گذشت در ماه رجب دستورالعمل شش رکعت نماز در این شب بحمد و یَّس و تَب ارَکَ و توحید .


موضوعات مرتبط: مذهبی

تاريخ : پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 | 20:53 | نویسنده : دکی جون |

 

به نقل از روزنامه كيهان، شماره ۱۸۱۸۷ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۳ صفحه ۱۴

________________________________

 

 

اول از همه بگوئيد شيوه ابداعي شما براي درمان يك بيماري، فرضاً چند آيه مي آورد يا دليل علمي هم دارد؟

¤ اساس درمان براساس آيات قرآن است اما اين اساس كاملا علمي و مطابق با علم روز است.

 

- يعني مي توانيد براي بيمار دليل علمي بيماري اش را بيان كنيد؟

¤ بله كاملا. هم علت علمي و فيزيولوژيكي بيماري قابل بيان است و هم راه حل كاملا علمي آن.

 

- با يك معرفي كوتاه چطوريد؟

¤ جمشيد خدادادي هستم، سرهنگ نيروي هوايي كه از ۱۳۵۵ وارد نيروي هوايي شدم و دوره هواپيمايي فوق مدرن F-14 را در ايران گذراندم، از ۱۳۵۷ هم شروع كردم به تدريس موتور جت تا به امروز. در كنار كارم ۱۴ سال است كه تحقيقات قرآني انجام مي دهم و مبتكر و بنيانگذار طب قرآني در جهان هستم و عضو جامعه مخترعين و مبتكرين ايران و داراي دو ديپلم افتخار يكي در طب و ديگري در صنعت هواپيمايي.

 

- اولين ويژگي برتر طب قرآني چه چيزي است؟

¤ طب قرآني از همه طب هاي رايج در جهان، سريع تر جواب مي دهد. مثلا اوريون ۳ روزه درمان مي شود، هليكو باكتر معده ۳ روزه، پركاري كم كاري تيروئيد ۱۵ روزه، ميگرن يك هفته اي. ضمن اينكه در اين شيوه برخلاف طب امروز علت بيماري كاملا كشف شده و به طور كامل درمان مي شود.

 

- قبل از اينكه جلوتر برويم، يك سؤال و آن هم اينكه چطور متخصص جت مدرن سراغ طب قرآني رفت؟

¤ سال ۱۳۶۸ موقعي كه قطعنامه ۵۹۸ پذيرفته شد، تعدادي افسر از طرفUN آمدند ايران، من هم از طرف نيروي هوايي به عنوان افسر رابط اعزام شدم به منطقه. يكي از افسراني كه براي آموزش از يوگسلاوي آمده بود فردي بود به نام «ديويد اويچ»، ايشان دارويي به همراه خودش داشت به نام «پراپوليز» كه هر بيماري اي كه پيدا مي كرد از همين دارو براي درمانش استفاده مي كرد. وقتي مواد اوليه اين دارو را بررسي كردم ديدم در كشور

ما فوق العاده زياد يافت مي شود اما متأسفانه هيچ استفاده اي از آن نمي شود.

 

- دارو را به شما هم داد؟

¤ بعد كه اين آقا رفت يوگسلاوي، براي من قطره و پماد اين دارو را فرستاد. كنجكاو شدم و مراجعه كردم به كتاب قانون بوعلي سينا و ديدم كه بوعلي در جلد دوم اين كتاب، طرز تهيه قرص اين دارو را هم كامل بيان كرده است. سه ماه فكرم دائم مشغول بود، تا اينكه به فكرم رسيد اگر قرآن معجزه است حتماً بايد در زمينه بيماري ها و درمان حرف هايي براي گفتن داشته باشد.

 

- پس اينطوري استارت خورده شد؟

¤ بله، شروع كردم به مطالعه و تحقيق و بيش از ۱۶۰ آيه از قرآن را در اين زمينه پيدا كردم و شگفت آور بود كه هر روز دريچه هاي جديدتري به روي من باز مي شد. البته دراين مدت به مطالعه طب قديم و طب جديد هم پرداختم و در بسياري از كنفرانس هاي علمي و پزشكي شركت كردم و الان ۵ سال است كه من اين علم را در دانشگاه ها تدريس مي كنم.

- شاگردهاي شما معمولاً چه كساني هستند؟

¤ خب دانشجوهاي رشته هاي مختلف و بسياري از پزشكان دراين كلاسها حضور داشته اند.

 

-بيمارهاي شما معمولاً چه كساني هستند؟

¤ معمولاً بيماراني مي آيند سراغ من كه تمام مراحل پزشكي را طي كرده اند و وقتي به نتيجه نمي رسند و يا حتي دكترها و بيمارستانها از آن ها قطع اميد مي كنند، مي آيند پيش من. حتي خيلي از اين بيماران را خود پزشكان مي فرستند تا آخرين تير را هم امتحان كنند.

 

-طب قرآني يعني چه؟ يعني در آيات قرآن علت و روش درمان مثلاً يك بيماري ذكر شده است؟

¤ بله، يكي از جنبه هاي اعجاز قرآن، ديدگاه هاي آن درمورد بيماري ها و پيشگيري از تمام بيماري هاست. در سوره روم، آيه ۳۰ اگر دقيق بررسي كنيد، درمان و پيشگيري همه بيماري ها آمده اس. خداوند درقرآن مي فرمايد هيچ خشك و تري نيست مگر اينكه درقرآن باشد،با همچين ادعايي چطور مي شود در زمينه درمان انسان بي نظر باشد.

- اساس اين طب چه چيزي يا چيزهايي است؟

¤ فقط تغذيه و نه هيچ داروي ديگري. خداوند مي فرمايد زماني انسان را كرامت داديم كه غذاي پاك به او داديم. شعار اساسي قرآن اين است: غذاي انسان داروي انسان است و داروي انسان غذاي انسان است.

 

- و بيماري ها فقط به خاطر تغذيه اشتباه اند؟

¤ تمام بيماري ها از نظر قرآن به خاطر اشتباهات خود انسان و تغذيه نامناسب او به وجود مي آيند. هيچ حيواني به طور غريزي تغذيه خودش را عوض نمي كند، هيچ جانور گوشتخواري حتي در فرط گرسنگي گياه خوار نمي شود. بنابراين در طبيعت هيچ حيواني بيمار نمي شود مگر حيواناتي كه با انسان در ارتباط اند. انسان تنها موجودي است كه تغذيه خودش را اين همه دستكاري كرده و امروز به پيتزا و سوسيس و كالباس رسيده است. پزشكان امروز معتقدند غذا هيچ ربطي به بيماري ندارد و در واقع طب قرآني فقط از طريق تغذيه و نوع غذا عمل مي كند.

 

- پس يك جورهايي مي شود گفت طب شما، دخالتي دركار پزشكان امروز نمي كند؟

¤ دقيقاً همين طور است و ما هميشه به آقايان پزشك مي گوئيم كه شما داروي خودتان را بدهيد، ما هم شيوه تغذيه مان را. منتها كسي كه اين شيوه تغذيه را اجرا كرد، ديگر محتاج دارو نمي شود.

 

-طبق صحبت شما اگر كسي اين شيوه تغذيه قرآن را عمل كند، نبايد اصلاً مريض شود؟

¤ اگرانسان غذاي خودش را مصرف كند، اصلاً بيماري براي بدن او مفهوم ندارد. من خودم كسي بودم كه هر سال ۲۴ ساعت دربيمارستان بستري مي شدم به خاطر مسموميت هاي غذايي و مشكلات معده، الان ۱۴ سال است كه خودم و خانواده ام يك قرص هم مصرف نكرده ايم. بيماران من الان ۵ سال است كه نيازي ديگر به دكتر و دارو ندارند و اين شگفتي قرآن است.

 

- مي توانيد دليل علمي تري براي من بياوريد؟ مي خواهم بدانم شمايي كه اين سيستم تغذيه را عمل مي كنيد، ويروس و يا ميكروب وارد بدن تان نمي شود؟

¤ ببين، ويروس و ميكروب وارد هر بدني مي شود. مثل اين است كه در محيط كاري شما دو نفر سرما مي خورند اما سه نفر نمي خورند. ويروس وارد بدن آدم سالم هم مي شود اما شرائط بدن او براي رشد و بقاي ويروس يا ميكروب مناسب نيستند براي همين ويروس دفع مي شود. شما اگر غذايي مصرف نكني كه ويروس ها از آن تغذيه كنند و زمينه رشد آنها را فراهم كند، به هيچ وجه بيمار نمي شوي. در آزمايشگاه هاي پزشكي براي كشت ميكروب از پنج عامل استفاده مي كنند كه عبارتند از آب گوشت، خون، آگار، خون آگار و شكلات. آيات قرآن را كه بررسي مي كني مي بيني در هيچ كدام از غذاهايي كه توصيه كرده، هيچ يك از اين ۵ عامل وجود ندارد.

 

- تعريف شما از غذا، چه چيزهايي است؟

¤ ما به چهار عامل مي گوئيم غذا: پروتئين ها، قندها، چربي ها و ويتامين ها. مجموعه اينها را مي گوئيم غذا كه در سوره عبس بيان و نكته جالب اينجاست كه قندها دو دسته اند راست گرا و چپ گرا، قندهاي راست گرا همان قند و شكر هستند و چپگراها قندهايي اند كه اگر پلاريزه كنيم، نور را به سمت چپ منحرف مي كنند و خداوند در سوره عبس از قندهاي چپگرا نام مي برد و نه اين قند و شكرهاي پرضرر.

 

 

- آقاي خدادادي بفرمائيد چائي!

¤ نه، من چايي هم نمي خورم.

 

- چايي هم در تغذيه شما جايي ندارد؟

¤ من كتابي نوشتم در مورد چايي كه ۶۷ نوع بيماري را با سند و مدرك كاملا علمي برايش عنوان كرده ام. اگر به آخرين تحقيقات دنيا رجوع كنيد، مي فهميد كه چاي يك گياه سمي است كه ۵ هزارسال است شناخته شده و ما به همراه شاگردانم آزمايشي را انجام داديم و ديديم هيچ موجود گياهخواري در دنيا برگ سبز چايي را نمي خورد، حتي ما آن را لاي نان گذاشتيم و به گاو داديم و خورد، به محض اينكه طعم چايي را حس كرد، چاي را بيرون

انداخت. اين را هم بگويم كه هيچ آفتي هم سراغ اين برگ چاي نمي رود و هيچوقت اين گياه سم پاشي نمي شود.

 

-واي چه بد، اينطوري كه از همه چيز بايد بگذريم؟

¤ خب ما به جاي همه اينها خوراكي هاي جايگزين معرفي مي كنيم. به جاي چاي ۱۶ مورد نوشيدني معرفي مي كنيم كه بسيار خوش طعم تر از چاي اند و كاملا در دسترس اند.

 

- سيستم شما بيشتر براي درمان بيماري است يا پيشگيري از بيماري؟

¤ هر دو مورد.

 

- روي چند بيماري تا به حال كار كرديد؟

¤ بيش از ۱۴۰ بيماري و اغلب روي بيماري هايي كه از نظر پزشكي امروز علت آنها كشف نشده و درماني براي آنها موجود نيست.

 

- فكر كنم گفتيد يك ديپلم افتخار هم در زمينه طب داريد؟

¤ بيماري هست به نام «آندمتيوز» كه در مورد اين بيماري تا به حال در دنيا ۵۰۰۰ مقاله و ۱۶ جلد كتاب نوشته شده است ولي هنوز علت آن مشخص نشده كه من توانستم علت آن را پيدا كنم و به صورت يك مقاله بنويسم كه ديپلم طب را در اين زمينه دريافت كردم.

 

- چند نفر از همين بيماري را تا به حال درمان كرديد؟

¤ بيش از ۳۰ نفر.

 

- به طور مثال همين بيماري، شما مي توانيد سند قرآني اش را ارائه كنيد؟

¤ بله، اين شگفتي قرآن است و درمان اين بيماري در آيه ۲۴ تا ۳۲ سوره عبس جزء سي ام است.

 

- شيوه شما يك جور پرهيز غذايي است؟

¤ بله

 

- صرفاً غذاهاي گياهي؟

¤ خير، ما حتي گوشت را بعضي اوقات به جاي دارو تجويز مي كنيم. در واقع در اين سيستم غذايي حذف نمي شود اما مقدار آن و نحوه استفاده از آن تغيير مي كند.

 

- پس مثل چاي، براي غذاها هم جايگزين داريد؟

¤ ما بيش از ۶۰ نوع غذاي گياهي معرفي مي كنيم، ما از مغز دانه ها بيش از ۲۰ نوع شير درست كرديم تا حالا كه بسيار خوش طعم و مزه اند.

 

-         مي خواهم بدانم اين غذاهاي جايگزين خوش طعم پسندي انسان را ارضا مي كنند يا يك حالت رياضت كشيدن و تحمل مزه هاي جديد لازمه استفاده از آنهاست؟

-         ¤ اصلا اينطور نيست. غذاهاي جايگزين به مراتب از غذاهاي فعلي كه جبر زندگي روزانه

به مردم تحميل كرده خوش طعم تر و لذيذترند. كساني كه براي امتحان اين غذاها را مي چشند، خيلي زود طرفدار غذاها مي شوند.

 

- ولي تأكيد بيشتري بر روي گياه داريد؟

¤ خب شما آياتي كه در مورد غذا هست را بررسي كنيد ببينيد از گياه بيشتر صحبت شده يا گوشت.

 

- لابد گياه؟

¤ به مراتب گياه بيشتر است و هيچ توجه قرآن بي حكمت نيست.

 

- فكر نمي كنيد ادعاي شما بيش از حد بزرگ باشد؟

¤ قرآن معجزه همه قرن هاست و مطمئناً هر دريچه اي كه از يك معجزه گشوده شود، مسلماً بزرگ خواهد بود. خداوند در آيه ۶۱ سوره بقره مي فرمايد هر كس غذاي پست بخورد، به ذلت مي افتد! در واقع اگر غذاي پست خوردي، نعمات و الهام هاي الهي را نمي تواني دريافت كني. چرا واقعاً در يك كشور مسلمان بايد اين همه بيمار سرطاني وجود داشته باشد.

 

- هر پزشكي براي تشخيص بيماري يك روشي دارد، طب قرآني هم شيوه خاصي براي اين كار دارد؟

¤ بله، من از روي زبان و چهره افراد. بسياري از بيماري ها را دستگاه هاي آزمايشگاهي نشان نمي دهند اما زبان و چهره وضعيت درون انسان را كامل نشان مي دهد.

 

- عكس العمل مجامع پزشكي در برخورد با اين طب چه بوده است؟

¤ ديدارهاي زيادي و همينطور برخوردهاي زيادي داشتيم با پزشكان و اساتيد مختلف. بعضي ها استقبال خوبي داشتند و حتي در كلاس هاي من حاضر مي شوند و بعضي ها هم چون من مدرك پزشكي ندارم برايشان سخت است كه حرفم را قبول كنند.

 

- خب مگر شما با سند و مدرك حرف نمي زنيد؟

¤ همه حرف من همين است و بارها گفته ام كه حاضرم كسي پيدا بشود و دلايل درماني طب قرآني را رد كند و يا در يك كنفرانس بحث كنند و مثلا از برخي شيوه هاي درماني امروز كه من آنها را رد مي كنم دفاع كنند.

 

- گفتيد برخورد هم داشتيد؟

¤ چند مورد

 

- يكي از آنها را بگوئيد.

¤ برخوردي داشتيم با انجمن ام اس ايران كه ماگفتيم به چه مجوزي پزشكان اين انجمن براي بيمارانشان اينترفرون يا آوانكس تجويز مي كنند، اين داروها آنتي ويروس اند ولي مگر ام اس ويروسي است.

 

- چه جوابي دادند؟

¤ گفتند حدس ما اين است كه ويروسي باشد. ولي مگر مي شود با حدس و گمان كسي را درمان كرد. جزوه اي را نوشتم و علت و راه درمان بيماري ام اس را در آن توضيح دادم و فرستادم براي انجمن ام اس تهران.

 

- شنيدم كه قرار است اين طب را به اروپا بفرستيد. چرا؟

¤متأسفانه در كشور ما تا چيزي از طرف كشورهاي غربي تأييد نشود، جدي گرفته نمي شود. مثالش هم همين طب حجامت است كه وقتي ارگان هاي رسمي آن را به رسميت شناختند كه يك دكتر آلماني نتايج تحقيقاتش را در مورد حجامت به صورت كتاب چاپ كرد و وارد ايران شد. درحالي كه حجامت را سالها پيش بوعلي در كتابش آورده و اصلاً يكي از سنت هاي قديمي اسلام است.

 

- البته ما كه اميدواريم اين ماجرا دراين مورد تكرار نشود.

¤ من هم اميدوارم.

 

- آقاي خدادادي، اين موضوع موضوع نو و تازه اي است و ما دوست داريم با تعدادي از بيماراني كه اولاً مراحل پزشكي را در بيمارستان ها طي كرده اند و جواب نگرفته اند و ثانياً از طريق طب قرآني درمان شده اند تماس برقرار كنيم و با آنها هم گفتگويي داشته باشيم و در جلسات شما هم حضور پيدا كنيم.

¤ موافقم و همينجا هم از همه پزشكان و مراجع پزشكي كه علاقمند باشند اين شيوه ها را آزمايش كنند و يا بحث مستند و علمي بكنند، دعوت مي كنم
موضوعات مرتبط: مذهبی

تاريخ : سه شنبه سوم دی 1387 | 19:26 | نویسنده : دکی جون |